تبليغاتX
رصدایران
فرهنگی ،سیاسی ،تحلیلی

 تبدیل راست به اصول گرا (حاشیه علیه متن)

بعد از انتخاب دوباره خاتمی به ریاست جمهوری ورای نسبتا اندک احمد توکلی سلسله شکست های اصول گرایان تکمیل شد.کابوس دوم خرداد آنها (همان  ما)را رها نمی کرد.لیست شورای شهر اول که از احمدی نژاد که برای اول بار عکسش بر سینه دیوارهای شهری می نشست که بعد ها شهردارش شد ؛ تا آل اسحاق و غرضی ودیگرچهره های همیشه حاضر راست را با خود داشت ؛به سرنوشت لیست مشابهی تبدیل شد که سال بعد سیمای آشنای اکبر هاشمی رفسنجانی را بر راس و کلکسیونی از افرادی با قواعد امروزی متضادرا در ذیل داشت. هر چند انتظاری برای پیروزی توکلی نمی رفت اما رای خاتمی بیش از انتظار بود.بدین صورت حکایت چهار سال پایان یافت .اما منظور من در این جا آن چهار سال بعدی است.چهار سالی که جماعت اصلاح طلب مشغول جلسات بی پایان ساختار بروکراسی اداری بودند و  عده ای  از آنها در تصمیم قهر و آشتی  و گذر و عده ای در کار چانه زنی ،اما براصول گرایان چه می گذشت.تحلیل دقیق تحولات داخلی اصول گرایان  در آن چهار سال موضوعی است که شایسته بحث های اصولی با در نظر داشتن متغیر های فراوان است.و هر کسی می تواند برای آن مسیر های متفاوتی را در نظر بگیرد.

من از دو متغیر شاخص عقیده و قدرت برای تحلیل تحولات بهره می گیرم. راست سنتی و محافظه کاران و یا همان "مای" قبل از دوره اخیر چه در روزهای قدرت نسبی و چه در روزهای خلع از قدرت وچه در ساختارهای درون جناحی، ناخود آگاه و یا خود آگاه برای تعیین وزن افراد و گروهها داخل جناح به نوعی تقسیم بندی حاشیه ومتن رسیده بودند .دهه هفتاد ،موتلفه و روحانیت مبارز (نیمه اول ) و کت وشلواری ها جامعه مهندسین(نیمه دوم) بودند که این حاشیه و متن را چه در مقام گروهی وچه در میان افراد تقسیم بندی می کردند. اگر قرار بود آنان متن را تشکیل دهند بنابر این عده ای باید در حاشیه باشند.نیمه اول دهه هشتاد دیگر این ایثار گران بودند که به آرامی راه متن را در پیش گرفت تا جای موتلفه را تنگ کنند.تغییر گروههای متن نشین قطعا تغییر افراد را نیز در پی داشت.احمد توکلی با تمام استعداد و جهد خود نتوانست به متن راه یابد .خواب محسن رضائی نیزهیچ گاه تعبیر نشد.فقط لاریجانی توانست متن نشینانی را متقاعد کند که خود نیز نمی دانستند دیگر متن را از دست داده اند.امروز نیز در کنار گوشه ای از موتلفه و جام و ایثارگران ،رایحه ای ها بر متن نشسته اند.

 اما چرا عقیده(اندیشه ،رسانه ،گفتمان ،...) و قدرت(پول،نفوذ،پست،...) ؟

 در فضایی که هاشمی رئیس جمهوراست وگویا اندیشه انقلاب اسلامی ایستاده است تا طرح تعدیل اقتصادی هاشمی قوت او را نیز آماده کند .بالطبع موتلفه و روحانیت مبارزی که رئیس جمهور ،هاشمی ،را از خود می دانند در متن باشند که هم دستی در قدرت دارند و حفظ وضع موجود را بهترین رسالت انقلاب اسلامی ،شاید همه مانند بشارتی وزیر کشور فکر می کردند که "خداوند از استانداران آنها راضی است".فضای فرهنگی جناح هم به جز چند جرقه کوچک نشان زیادی از ایراد به این گفتمان ندارد.البته توکلی در حاشیه فعال است.توکلی همواره نماینده حاشیه نشینان بوده (اگرچه در خیلی موارد به اجبار).نتیجه تحولات نیمه بعدی این بود که موتلفه که سالها بود تنها منبع مالی جناح بود در کنار خود گروههایی را دید که دیگر به پول او نیاز نداشتند .تحولات نیمه اول هشتاد داخل جناح به مقدار زیادی ناشی از این بود که ایثارگران توازن مالی جناح را به هم ریختند و با تجربه های شخصی و گروهی در حوزه های مالی دیگر نیازی به موتلفه نداشتند.در باب عقیده نیز موتلفه در تاریخ گیر افتاده است.زایشی در باب اندیشه ای نیز در آن جا صورت نمی گرفت و نمی گیرد.هنوز خاطرات تشکیلاتی بادامچیان معتبرترین کار فکری آنجاست.  

درباره ادامه نظر دهید(در پیوند روزانه وبلاگتان قرار دهید)........

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 21:49  توسط سینا صدرا  | 

ماجرا ی مشائی و کردان  به سان سیلی بر گونه اصول گرایان فرود آمد تا آنها را تا حدی از فضای انفعال در برابر برخی اقدامات هزینه ساز دور کند. اما نکته جالب ،  غیبت جوانان اصول گرا در این بین بود.ماجرای مشائی و کردان آزمونی دیگر برای جوانان اصول گرا بود تا مستقل از ارتباط با دولت و تعلق خاطر آنان به این دولت اقدام نمایند .اگر چه ماجرای مشائی تا حدی با خطبه رهبری و نامه( نه چندان عذر خواهانه) او تا حدی پایان یافت ولی ماجرای کردان هنوز پرونده بازی برای جوانان اصول گراست.از شواهد و مدارک داده شده تا به این جا می توان فقط دو حالت را در نظر گرفت اول این که خود کردان آگاهانه به این جعل اقدام نموده ودیگر این که دیگرانی به جهت به دست آوردن دل این جناب برای او مدرکی را فراهم آورده اند که ایشان از جعلی بودن آن اطلاعی نداشته است.در هر دو صورت ایشان از صلاحیت برای وزارت کشور می افتند .در این صورت فقط و فقط آقایان احمدی نژاد و لاریجانی مقصر این پرونده هستند و جوانان اصول گرا که تعلق خاطری به این دوستان و مهمتر از آن به سلامت و عدالت در میان مسئولان نظام علاقه مندند وظیفه آنها را گوشزد کرده و با دعوت از آقای کردان برای استعفا ،دولت اصول گرارا از هزینه های متعاقب این جریان نجات دهند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 10:4  توسط سینا صدرا  | 

ربط (1):از شمال شرقی ایران بگیری بری داخل افغانستان وشمال پاکستان والبته هند ،کرور کرور محب اهل بیت ميان جماعت اهل سنت پیدا ميشه ، هزاره های افغان که با آن لهجه شیرین  از مصیبت روزگارباروی ترش و افاده های ما در خیابان های تهران آشنایندوما هم آنها را با روی خاک گرفته شان دیده ایم؛پاراچناری های شمال پاکستان و شیعیان کشمیر با اون لپ های سرخ وسفیدشان ؛زیباترین نقاط این سه کشور همین مناطقی هستند که شیعیان در آنجا ساکنند ،پاراچنار هم زیباترین نقطه پاکستان است و حتما از کشمیر هم شنیده اید.شیعه در آفریقا وکشورهایی مانند کنیا وآفریقای جنوبی و شرقی  مدیون حضور و تعصب شیعیان پاکستان و هند است.خلاصه هر چه در تاریخ این جماعت  به حاشیه رانده شده اند ،فرصت های دوره مدرن واز جمله نیاز به آسایش و گردش و...به قول سیاسیون یک "ژئوپولوتیک پنهان "برای شیعه فراهم کرده است.اگر یک "ملک عبدالله(اردنی ) " اونوری (شرقی ) داشتیم از یک هلال شیعی دیگری می گفت که نکنه که بی خیالش شوند.

ربط (2) : پاکستان ششمین کشور پرجمعیت دنیا و دومین کشور پرجمعیت مسلمان می‌باشد. این کشور در سال 1947 پس از جدایی از هند تشکیل شدو از سال 1956 به «جمهوری اسلامی پاکستان» تغییر نام دادگفتمان منشا گرفته از فرهنگ تشیع در دوره استقلال هند والبته بعد از آن در استقلال پاکستان جلوه خاصی داشته؛جمله گاندی درباره امام حسین را شنیده اید.محمد علی جناح هم که از او تفسیرهای مختلفی شده والبته همه اورا پدر پاکستان وبنیان گذار آن می دانند در کنار افرادی مانند مرحوم اقبال که نقش پدرمعنوی حرکت استقلال پاکستان را داشته اند از این گفتمان متاثر وبه آن مانوس بوده اند تا آنجا که عده ای او را شیعه می دانند.این هم حرف اوست :

"بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند .آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي درجايي كه حق با باطل روبرو مي شود اهميت ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت باعث شگفتي من است"

لياقت علي خان اولين نخست وزير پاكستان در دوره محمد علي جناح كه از قضا با دو گلوله یك اسلامگرای تندرو به نام سعد اكبر در لیاغت باغ ( یعنی همین جایی كه بي نظير بوتو ترور شد ) ترور شد. هم می گوید

"اين روز محرم(عاشورا) ، براي مسلمانان سراسر جهان معني بزرگي دارد ،دراين روز يكي از حزن آور ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد ،شهادت حضرت امام حسين (ع) درعين حزن،نشانه فتح نهايي روح واقع اسلامي بود،زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي رفت.اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هرچه باشد ، نبايستي پروا كنيم و ازحق و عدالت منحرف شويم."

این ها را گفتم که بگویم بعد از این همه بخشی از  جماعتی که امروز به جنگ با شیعیان پاراچنار مشغولند یزیدی ها هستند.یعنی طرفداران یزید ابن معاویه ،کدام شیعه ای این قدر  خوشبخت است که بعداز چهارده قرن با نمایندگان رسمی یزید بجنگد.

ربط (3):البته اخبار حاکی از آن است که در پی درگیری ها شیعیان هم خیلی دست بسته نبوده اند تا جایی که از شروط نمایندگان مخالفان برای آتش بس نشان می دهد آنها در موضع بالاتری قرار دارند:"بازگشت آوارگان سنی به شهر پاراچنار وروستای "بالش خیل "تحويل منطقه "شوركي" به دولت، تا معلوم شدن نهايي موضوع مالكيت اين منطقه.در مجموع با توجه به دفاع و پيشروي جانانه شيعيان در هفته گذشته و نيز حلول ماه مبارك رمضان، اوضاع پاراچنار كمي آرام‌تر از گذشته گزارش مي‌شود؛ اما مردم روزه‌دار اين منطقه همچنان نيازمند غذا و اقلام دارويي هستند."http://www.shia-online.ir 

◙ بی ربط: اصولا دفاع از حقوق معنوی ،جانی و مالی شیعیان بیش از آنکه موضعی مربوط به سیاست خارجی حمهوری اسلامی باشد به کلان تشیع و به صورت مشخص به مرجعیت عظام مربوط است.حوادث چند ساله اخیر نشان گر یک مقطع ویژه از تاریخ تشیع است .قرن جدید استلزامات جدیدی در این عرصه دارد وصد البته برخلاف هجمه های ظاهری به تشیع ،این مذهب به تاثیر گذارترین نقطه خود رسیده است.ایجاد ساختارهای متناسب با این جایگاه بهره گیری از مشاوران دلسوز و متعهد به مکتب اهل بیت جدای از تعصبات مذهبی که در سراسر جهان کم نیستند می تواند به این امر کمک نماید.به عنوان یک سوال می توان پرسید که آیا مراجع عظام به شیعیان تاثیر گذار در سرسر جهان جدای از جایگاه سیاسی آنها دست رسی دارند ؟.ارتباط با آنها دیگر کار سختی نیست .نامه نگاری ها ابتدایی ترین کار است همان گونه که از  زمان  آیت الله كاشف ‎الغطا هم  نامه ‎اي مثلا به همین محمد علي جناح مي ‎نويسد و هدفهاي استعماري پيمانهاي نظامي آمريكا را به او گوشزد مي ‎كند.ولی ارتباطات و استلزامات جدید نیاز است تا هم به مشکلات مقطعی پرداخته شود وبه کلان تشیع اندیشه شود.کاری که در پناه افق پدید آمده در پناه انقلاب اسلامی ،شرایط جهانی و نفس مجاهدینی مانند حزب الله بسیار ثمر بخش خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 23:45  توسط سینا صدرا  | 

شرح:شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در جلسه 628 مورخ 1/5/87 بنا به پيشنهاد مورخ 26/3/87 وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، « ضوابط مربوط به گسترش بومي گزيني در آزمون سراسري دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي» را به شرح ذيل تصويب نمود:
«1- سازمان سنجش آموزش کشور موظف است براساس گسترش رشته هاي آموزش عالي و با هماهنگي وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي حداقل 65 درصد حجم پذيرش دانشجو در دوره‌هاي روزانه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي را به صورت بومي استاني انجام دهد.
2- دانشگاه آزاد اسلامي موظف است با هماهنگي وزارتين علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشکي حداقل 70 درصد حجم پذيرش دانشجو در کليه رشته ها (اعم از پزشکي و غيرپزشکي) را به صورت بومي استاني انجام دهد». 

  (http://www.iranculture.org/ )

◙ ربط (1):الحمدالله که این طرح به " پيشنهاد مورخ 26/3/87 وزارت علوم، تحقيقات و فناوري" وگرنه خود اعضای محترم اگر قرار بود طرح بدهند که این طور نمی شد!

ربط(2):" سازمان سنجش آموزش کشور موظف است"بنابراین این مطبوعات که این همه گیر به بنده خدا پور عباس داده اند منظورشان جای دیگر(موظف چی ها) است.

ربط(3):نمی دانم در کشوری با این همه تنوع فرهنگی با چه استدلالی فکر می شود که ماندن دانشجویان در محیط خودشان مفیدتر است .تجربیات دانشجویی نشان می دهد تعامل دانشجویان با سایر فرهنگ ها ی حاضر در سطح کشور بهترین عامل برای برطرف کردن خطر تفرقه های قومی وقبیله ای است.اما اگر مشکل از تهیه خوابگاه و غذا و...وانحراف در شهرهای بزرگ است که علاج کار چیز دیگری است.

بی ربط:زشته برای شورای عالی انقلاب فرهنگی که عبارت سایت آن با لغت لاتین " iranculture"تایپ می شود.تا ارتباط سایت با فرهنگ مشخص شود!مثلا می نوشتند."iranfarhang"ساده تر هم بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 1:52  توسط سینا صدرا  | 

◙ربط (1) :صدها تن از دانشمندان دنيا در سرن، منطقه اي درمرز سوئيس وفرانسه ،دور هم جمع شده اند تا طي پروژه اي چند ساله نظريه بيگ بنگ را كامل تر كنند. بيگ بنگ پيدايش گيتي را به يك انفجار بزرگ نسبت مي دهد كه سير تكامل حيات از آن آغاز مي شود.توانايي تبيين بيگ بنگ تا لحظه هاي يك ميليونيم ثانيه بعد ازانفجارآغاز مي شود. هدف اين پروژه تبيين لحظه هاي آغازين تا همان يك ميليونيم ثانيه بعد ازانفجار است.طي اين پروژه دوذره پروتون در طول مسير 27كيلومتر شتاب داده مي شوندتابا سرعت حدود سيصد ميليون متر بر ثانيه با هم برخورد نمايند.

 ◙ربط (2):ايران نيز يكي از شركت كنندگان در اين پروژه است كه گويا پروژه آن بر عهده IPM (همان مركز جواد لاريجاني )بوده است .حضورهر چند كم رنگ در اين پروژه ها فرصت مناسبي براي  دانشجويان واساتيد ايراني است تا درمرز تحقيقات علمي حضور داشته باشند.كه استمرار در حضور اين پروژه ها مفيد خواهد بود.

 ◙ربط(3):اين پروژه مخالفان خودش را نيز داشته كه از آن جمله عده اي ازفيزيكدانان مي باشند كه معتقدند كه در لحظه برخورد دوذره پروتون كه با سرعت زيادي به هم برخورد مي كنند سياهچاله اي ايجاد مي شودكه اگر محاسبه آنها درست باشد اتفاقي خواهد افتاد كه از فرورفتن مركز تحقيقات سرن تا كل كره زمين را شامل         مي شود.دوستاني كه از بلعيده شدن در اين سياهچاله اي كه راست وچپ نمي شناسد ؛نگرانند به اين آدرس سر بزنند كه در آن دست اندر كاران پروژه در باره امنيت پروژه توضيح داده اند.                                               

( http://public.web.cern.ch/Public/en/LHC/Safety-en.html)

 ◙بي ربط:سالهاست كه نطريات علمي چه در قالب گفتمان هاي جدي فلسفي  وكلامي وچه در قالب حدس هاي ژورناليستي پا را از قالب رابطه هاي مرسوم علمي فراتر گذاشته ودامنه تاثير آنها تمام ساحت هاي بشري از تكنيك گرفته تا ايمان را در برگرفته است.خود بیگ بنگ هم یکی از آن نظریه هایی  است که باعث پدیدار شدن دو دیدگاه "تنظیم ظریف "(Fine –Tuning) و تشدید دیدگاههای انسان گرایانه(Anthropic) در تبیین چرایی صورت تکاملی تشکیل حیات ازاولین سلول زنده رابرای  پیدایش انسان هوشمند در سطح زمین می دانستند .یعنی شرایط اولیه انفجار بزرگ به گونه ای بوده تا پیدایش انسان محقق گردد.یافته های جدید در لحظات اولیه بعداز انفجار بزرگ می تواند تمام تبیین ها کلامی از بیگ بنگ تا سایر دیدگاههای الهیات طبیعی را تحت تاثیر قرار دهد.

        

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:13  توسط سینا صدرا  | 

روحاني كانديداي رياست جمهوري مي‌شود

"كروبي به سوال خبرنگار فارس مبني بر اينكه آيا به نفع خاتمي كنار خواهيد رفت گفت اگر تصميم به حضور گرفتم به نفع هيچكس كنار نخواهم رفت همانطور كه در دور قبل هم هرچه فشار آوردند به نفع هاشمي كنار بروم اين كار را نكردم."(http://www.farsnews.com)

ربط (1):تاریخ ائتلاف ها ورفاقت ها ی سیاسی در حوزه سیاست دوران جدید ایران حکایت جالبی است.هر چند در میان روحانیون سیاست مدار ایران هاشمی بیشتر از همه توانسته است تا تاریخ روابط مستحکم بین رفقای خود علی الخصوص از میان روحانیون را استمرار بیشتری دهدولی در مورد او هم این را می توان تعمیم داد که :رفاقت رفقای قدیمی سیاسی تا لحظه نام نویسی در انتخابات اعتبار دارد .البته بعد از انتخابات ،بستگی به فرد پیروز ،تعامل وشراکت در قدرت،انگیزه برای رقابت های آینده و...دارد.

ربط (2):کروبی ،هاشمی ،روحانی و خاتمی با تمام تفاوت های سیاسی ومنشی در یک چیز وآن هم مخالفت با دولت محمود احمدی نژاد اشتراک دارند.مجموعه شیوخ اربعه بر طیفی وسیع از فغالین سیاسی تاثیر گذارند هر چند   هم پوشانی مخاطبین آنها نیز زیاد است.طیفی که بخشی از اپوزیسیون ملی گرا تا سنتی ترین روزنامه نظام را شامل    می شود.آیا سیاست امروز ایران آنقدر تحلیل بردار نیست که بتوانند با ائتلاف با هم کاری در برابر احمدی نژاد انجام دهند؟.با فرمول ساده ای که بسیاری از منتقدین احمدی نژاد تصور دارند مجموعه تاثیر پذیر از آنها شامل درصدقابل توجهی از مخاطبین است.تاکید های فراوان بر ائتلاف از جانب برخی نیز از این تحلیل ناشی می شود.

بی ربط:پرسش اساسی این است که یک ایرانی چه موقع تصمیم می گیرد به فردی رای دهد؟ ومعیار او برای این انتخاب چیست؟بارها دیده شده است که اصلاح طلبان با طرح یک شرطی خلاف واقع گفته اند که اگر درصد شرکت کنندگان در انتخابات بالاتر بود ما می بردیم .اما این طیف مشارکت از 10تا 65 در صد تغییر کرده ولی براختلاف توفیق آنها چیزی افزوده نشده است.این نشان می دهد که سهمیه بندی آراء در میان رای دهندگان ایرانی نظم پذیر نیست.قالیباف و کروبی آن چهار میلیون رای خود رادر دوره قبلی محفوظ می دانند وتصور می کنند که حضور بعدی آنها برای افزودن براین سبد رای است. به نظر می رسد آنها که امروز به دنبال ائتلاف مربعی برای دوئل با احمدی نژادند نیز این تصور را دارند.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 2:42  توسط سینا صدرا  | 

ربط :نمی دانم این را که شنیده ام از واقعیت تاریخ است یا نه ولی هر چه باشد با تیتر خبر بی ربط نیست که :می گویند روزی که لشکر مغول به دروازه نیشابور رسیده وشهر در محاصره بود فرقه ای از مسلمین به محله فرقه رقیبشان تاختند(گویا دعوای حنبلی  و حنفی  )ولی دریغ که جمله گرفتار تیغ شدند.                                              ( http://www.aftabnews.ir/vdcen78jhf8of.html)

◙ بی ربط :" دین بدون پیروی و تجلی در فرهنگ خواهد مرد"این گفته سید حسین نصر است .اما عصیان گری مانند سید مرتضی را با کنج عافیت نشینی مانند نصر چه ؟ اگر بخواهی ارتباط بیابی، در ساحت معرفت شناختی آنها دو فلش متضادولی هم امتدادند که در نقطه نقد مدرنیته به هم می رسند.مرتضی از نقطه خروش واز بطن عصیان وانقلاب ولی نصر ازنقطه سکون وچله سکوت،برای نصر سنت مر کبی است خوشرنگ ولی برای آوینی سنت یعنی مذهب وآن هم آتش سوختن .ارتباط دیگر آنها در نگاه به هنر و تکنیک است.برای نصر، هنر موسیقی آرام بخش شب وروز خرامیدن مرکب سنت در پهنه روزگاران قدسی است چرا که "در فرهنگ اسلامی هیچ مرزی بین هنر وتکنولوژی ،بین هنرهای پایین رتبه و هنرهای متعالی ،وجود ندارد...در تمدن های سنتی ،یک زنجیره مستمر تولید وجود داشت که همیشه با خدا مرتبط بود وهمه چیز  با خدا ارتباط داشت.اکنون تکنولوژی مدرن این رابطه از بین می برد.به هر حال فردی در حال رانندگی با اتومبیل است،چه انسانی متقی باشد که ااز اتومبیل برای رفتن به مسجد برای نماز استفاده کند ،چه برای رفتن به کلوپ شبانه رانندگی کند ،تخریب محیط زیست مطرح است."[1]

اما در مذهب مرتضی اگر قرار است محیط زیست هم آسیب ندیده ،در هق هق یتیمان ومظلومین "تفرجگاه"شود بایستی بر صناعت دوره مدرن ولایت یافت تا اسباب رسوایی آنان شدواز دود و دم نهراسید.دین مرتضی همان مذهب اوست که به حق تمام هنرش را تسخیر کرده،سنت مرتضی از درون هنرمند را به خروش می آورد ولی سنت نصر در" حجاب صورت"گرفتار است.

"دینی که شریعت ظاهری ندارد _ همچون شینتو ئیسم  ژاپنی ها _ و یا شرایع خاص خویش را به حداقل ممکن رسانده است، به راحتی با شریعت دنیای امروز که از لحاظ فلسفی مبتنی بر پوز یتیویسم  و     متدو لوژیسم  است و از لحاظ عملی با پرستش ابزار اتوماتیک ظهور پیدا کرده، قابل جمع است.دینی که شریعت ندارد چون خیمه ای است که دیرک ندارد و با نخستین طوفان بر چیده میشود. شریعت نیز که مجموعه احکام دین است نمی تواند کاملآ سیال باشد، چرا که اصلآ دین ثابت با قول و فعل ثابت ظهور پیدا میکند و اگر انتظار داشته باشیم که دینی حقیقت ثابت داشته باشد در عین شریعت سیال، نقض غرض کرده ایم[2]".

برای مرتضی سنتی که می گویند ودینی که می گوید و مذهبی که دارد "ولایت "محور، ولی برای نصر قدسیت پوشش است.مرتضی از متن به حرکت در می آید وهمه را به خروش فرامی خواند اما نصر از برون در حال لمس لفافه است.   



[1] -مجله سیاحت غرب/انتشارات سروش/شماره 36/ص 10

[2] - آوینی/وفاق اجتماعی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 6:35  توسط سینا صدرا  | 

عادت کرده ایم خسران از دست دادن افراد موثر فرهنگی ،سیاسی واجتماعی را ناظر به گذشته آنها تحلیل کنیم ،شهادت مطهری فاجعه بود چرا که از او یادمانی از اندیشه هایی داریم که ما را در مقابل هجمه های عقیدتی جبهه چپ جهانی یاری داد.وبهشتی برایمان یاد آور بصیرت های سیاسی و اعتقادی در ساختارسازی ایران بعد از انقلاب است.اما نگاهی دیگر به این خسران ها که خیلی برایمان مهم نیست محرومیت از خدماتی بود که در افق اندیشه ای، سیاسی وفرهنگی آنها قابل بهره گیری بود.حتما قبول دارید که اگر مطهری زنده بود شاید حوزه اندبشه ای ایران چه در مقام ایجاد اندیشه وفکربرای استمرار انقلاب  وچه در مقام سیاست گذاری های فرهنگی وچه در مرحله تعامل با اندیشه های منتقد به نوع دیگری شکل می گرفت.بسیاری از برخوردها وهزینه های تحمیل شده بر نظام بعد از مطهری نداشتن بصیرتی در حد واندازه او و شاید نداشتن اعتماد به نفس کافی و اطمینان از نتیجه بخش بودن تقابل فکری با جریان های منتقد بود.در حوزه ساختارهای حاکمیتی متناسب با نظام تازه شکل یافته نیز این خسران از فقدان آیت الله دکترمحمد بهشتی قابل احساس است.تاسیس حزب جمهوری بزرگترین فعل سیاسی او بعد از انقلاب است اما تشکیلات اسلامی بزرگترین میراث اوست.بعد از او دیگر نه درباب تشکل اسلامی قدمی به جلو گذاشته شد وبعد از تعطیلی حزب نیز روز به روز از استلزام تشکل اسلامی در میان فعالان سیاسی کم افق تر گردید.هر چند در برهه ای به مقتضای جبهه بندی های سیاسی شاهد شکل گیری تشکل های مختلف هستیم اما در نگاه تئوریک به مقوله تشکل اسلامی شاهد ارجاع آن به صرف یک حزب هستیم.

تشکل در دید بهشتی چیست که محل "عبادت"است؟نسبت تشکل با حکومت اسلامی چیست ؟تفاوت حزب با تشکل اسلامی چیست؟چرا در اوج نگاه انقلابی تشکل شکل گرفته توسط ایشان نیز "حزب "نامیده می شود؟آیا این اشتراک لفظی یک اشتراک معنوی نیز می باشد؟نسبت ایجاد تشکیلات با نظام سازی زاینده ای که در حال تحول است ؛چیست؟

ماجرای امروز تشکل اسلامی حاصل نگاه میراث خوارانه به این مقوله است.فقدان زایش تئوریک وساختار سازی در این مقوله منتقدان سهل انگاررا مصمم ترکرده است.امروز کار تشکیلاتی با باند بازی ،فرصت طلبی ،وکار سیاسی مقطعی یکی شده. تشکیلاتی که قرار بود مدرسه انسان سازی شود در میان نسخه های بدلی تشکل اسلامی به فراموشی سپرده می شود."حیف که بهشتی نیست تا روحی در این کالبد نیمه جان بدمد."

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 2:42  توسط سینا صدرا  |